X
تبلیغات
رایتل
نشانی - مرگ رنگ





















مرگ رنگ

... و بخوان خط خطی های مرا

"خانه ی دوست کجاست؟" در فلق بود که پرسید سوار.

اسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

"نرسیده به درخت،

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

و در ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است.

می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می ارد،

پس به سمت گل تنهایی می پیچی،

دو قدم مانده به گل،

پایه فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

و ترا ترسی شفاف  فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا ، خش خشی می شنوی:

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه ی نور

و از او می پرسی

خانه ی دوست کجاست."

 

(سهراب سپهری)

+نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1386ساعت10:14 ب.ظتوسط مرگ رنگ | نظرات (44)

نظرات (44) نظرات (44)