X
تبلیغات
رایتل
وای وای مدرسه - مرگ رنگ





















مرگ رنگ

... و بخوان خط خطی های مرا

اه ! بازم مدرسه، بازم بدبختی . یکی نیست به اینا بگه بذارین این ورودی های جدید و بدبختتون بیان مدرسه ، با محیط و معلما اشنا بشن، بعد کلی بهشون گیر بدین و هی درس بدین.

امسال معلمای ما خیلی هولن. تا می یان سر کلاس سلام نکرده کتابو برده می دارن به درس دادن . بابا بذارین یه هفته از سال بگذره بعد...... اما خوب خداییش امسال کتابای ما خیلی زیاد شده . ۱۵ تا کتاب کم چیزی نیست . اینام که هی می گن وقت کم می یارین امسال.نمونه ی بارزش همین معلم زبانمون که دیروز باهاش داشتیم ، اگه زنگ نخورده بود کتابو تموم می کرد.

امسال درسای ما خیلی شیرین و خوبه و در عین حال خیلی هم سخته. بدبختی مام اینه که درسای عملی مون امسال امتحان تئوری هم داره . اخه خدایی شما بگین دیگه عکاسی و مبانی امتحان تئوریش کجاشه؟

حالا شانس اوردیم که امسال سه روز تو هفته تو کارگاهیم و داریم کار می کنیم و با بچه ها توی سر و کله ی هم دیگه می زنیم و گر نه دیگه گرافیک شیرینی نداشت.

راستی پاییزتون هم مبارک. امیدوارم با کنده شده هر برگی از درختا یکی از غم هاتونم کم بشه . ببخشید که یادم رفت بگم، نماز روزهاتون قبول باشه. توی شبای قدر دعا یادتون نره (خودما گفتم،دعام کنینا)

می دونم الان همه می گین این عارفه چه قدر از مدرسه شاکیه . باور کنیین هیچ وقت اینطوری نبودم . امسال دیگه مدرسه برام کیف نداره . تازه حالام اولشه. قول می دم تو پستای بعدی از مدرسه شاکی نباشم

 

+نوشته شده در چهارشنبه 4 مهر‌ماه سال 1386ساعت11:19 ب.ظتوسط مرگ رنگ | نظرات (30)

نظرات (30) نظرات (30)