سال ۸۶ هم کوله بارشو جمع کرده و تا چند روز دیگه می خواد بره.
امسال سال خیلی خوبی بود برام . سالی بود که کلی اتفاقات قشنگ توش رخ داد.
پارسال من یه همچین روزی داشتم اماده می شدم تا با مامان و بابام برم کربلا
و نمی دونین چه ماجرایی سر رفتن من بود ولی بالاخره رفتم و سیزده روز عید رو پیش امام حسین بودم.
برای سال تحویل قرار بود ما برسیم نجف و توی حرم حضرت علی سال نو رو اغاز کنیم ولی افسوس که نشد
و بی برنامگی کاروانمون باعث شد شب سال تحویل رو توی راه و در کنار عراقی های گرامی بگذرونیم.
اون موقعی که داشت سال تحویل می شد من سرم رو بلند کرده بودم به اسمون و از ته دل دعا می کردم احساس می کردم اونجا چه قدر فاصله ی زمین تا اسمون کمه و اگه دستمو دراز می کردم می تونستم یکی از ستاره هاشو بچینم . 
من تازه فهمیدم عید امسال کجاها رفتم و چیا دیدم و همین خیلی ناراحتم می کنه . امیدوارم سال دیگه همچین موقعی که اپ می کنم بیام بنویسم که دارم می رم پیش امام حسین....