X
تبلیغات
رایتل
مرگ رنگ





















مرگ رنگ

... و بخوان خط خطی های مرا

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک

شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک

اسمان ابی و ابر سپید

برگ های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه ی شوق پرستوهای  شاد

خلوت گرم کبوترهای مست.......

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار!

 

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک ، که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال افتاب

 

ای دل من، گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام

باده  رنگین نمی بینی به جام

نقل و سبزه  در میان سفره نیست

جامت ، ان می که می باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!

ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

 

گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!

 

( فریدون مشیری)

 

+نوشته شده در جمعه 16 شهریور‌ماه سال 1386ساعت01:27 ب.ظتوسط مرگ رنگ | نظرات (44)

نظرات (44) نظرات (44)